انشابیست

توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

انشا در مورد بار کج به منزل نمیرسد صفحه 76 کتاب نگارش پایه هفتم
۱ نظر
انشا در مورد بار کج به منزل نمیرسد صفحه 76 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد بار کج به منزل نمیرسد صفحه 76 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا درباره بار کج به منزل نمیرسد :

مقدمه : انسانی که مال حرام به خانه بیاورد آن خانه بی برکت میشون و بر عکش اگر کسی مال حلال به خانه بیاورد خانه او پر از برکت میشود .

بدنه : یک خوانواده با دو فرزند , یک فرزند سالم و صالح و فرزندی دیگر نادان و خلاف کار , آنها پدر پولداری داشتند پدری با داریی هایی کلان ,در کوچکی مارد خود را از دست داده بودند و پس از سکته ای که پدرش کرد و از دنیا رفت . فرد خلافکار با برادرش بر سر ارث با برادرش دعوایش شد و همه ی دارایی های پدرش را به نام خود کرد و برای خود برداشت پسر صالح و دانا جمله ای از زبانش در آمد و به او کفت بار کج به منزل نمیرسد ولی آن پسر اصلا به گفته برادرش برادرش اهمیتی نداد او با کمی از آن پول ماشین مدل بالا , خانه ای لوکس و زیبا و باغی گرفت . سالها گذشت و گذشت , او ازدواج کرد و تصمیم گرفت که به مسافرتی بروند . آن ها در راه مسافرت بودند که ناگهان تصادف کردند و آن مرد به شدت زخمی شده بود ولی زنش حتی یک تار مو از سرش کم نشد . به بیمارستان منتقل شدند شدت جراحت مرد انقدر بالا بود که تمام داریی هایش را خرج کرد ولی باز هم نمیتوانست خوب راه برود

نتیجه : برادرش به عیادتش آمد و به او گفت : همان طور که گفته بودم بار کج به منزل نمیرسد . مرد به اشتباه خود پی برده بود اما چه فایده وقتی که کار از کار گذشته بود .


انشای دوم انشا در مورد بار کج به منزل نمیرسد

{ یک روز معلم به دانش آموزان گفت: بچه ها هفته آینده امتحان داریم. خوب تمرین کنید تا بتوانید نمره های خوبی به دست آورید؛ چون نمره این امتحان در معدل شما تأثیر دارد. یکی از دانش آموزان که بسیار بازیگوش بود و اصلا به فکر درس خواندن نبود، نقشه شیطنت آمیزی کشید. او تصمیم گرفت در امتحان تقلب کند. شب امتحان، کاغذهای کوچکی برید و روی آنها خیلی ریز تقلب نوشت. روز بعد وقتی امتحان شروع شد، نگاهی به سؤالات انداخت اما هیچ کدام از سؤالاتی که نوشته بود، در امتحان نیامده بود و ناامیدانه کاغذها را تندتند نگاه می کرد. معلم که از سابقه او باخبر بود، آرام بالای سرش ایستاد و تقلب هایش را دید؛ خم شد و در گوش دانش آموز گفت: «بار کج به منزل نمیرسد.» } پایان 🙂

۱ نظر
انشا بیست
انشا در مورد محل زندگی ما صفحه 52 کتاب نگارش پایه هفتم
۱ نظر
انشا در مورد محل زندگی ما صفحه 52 کتاب نگارش پایه هفتم

انشا در مورد محل زندگی ما انشا صفحه 52 کتاب نگارش کلاس هفتم

مقدمه : محل زندگی هر انسان میتواند نشانه های فردی آن انسان را نمایان کند . که نسبت به شغل , مقدار سرمایه , یا محل کار فرد تغییر میکند بدنه : محل زندگی ما در کشور ایران , استان خوزستان , شهرستان خرمشهر است و خانه ما تقریبا در وسط شهر قرار دارد . و خوانواده های زیادی با قوم , آداب و رسوم متفاوتی زندگی میکنند . از ترک و لر گرفته تا عرب و بلوچ و … که هر کدام از آنها لحجه های خاص خود را دارند . در محله ما خانه های بسیار قدیمی وجود دارد . حیاط آن خانه ها در وسط اتاق ها , آشپزخانه , پذیرای و حال قرار دارد . یعنی اتاق ها و … دور تا دور حیاط را محاصره کرده اند . و زیرزمین هم زیر آنها وجود دارد . ما همسایه های زیادی داریم , بچه های آن خوانواده ها اکثرا هم سن و سال های من هستند . در کوچه ما در کنار هر خانه ای تقریبا یک درخت و جود دارد . که به کوچه سر سبزی زیبایی بخشیده است . یک پارک در نزدیکی خانه ما وجود دارد که ما هر شب با دوستانمان به آنجا میرویم . در آن پارک روز تولد امامان را جشن میگیرند . یک نانوایی در سر کوچه ما وجود دارد . که من هر روز صبح از آنجا نان میخرم و به خانه میبرم . کنار نانوایی یک لبنیاتی و یک آرایشگاه وجود دارد و سر نبش کوچه روبرویی ما یک فروشگاه بزرگ وجود دارد که در آنجا تقریبا همه چیز وجود دارد . البته این هم یادم نرود در کنار سوپر مارکت یک ساندویچی هم وجود دارد که هر جمعه با بچه ها به آنجا میرویم و ساندویچ میخریم و آن را به پارک میبریم و در آن جا میخوریم . چند روز پیش در حال فوتبال بازی در کوچه بودیم که ناگهان یک زلزله آمد ما سریعا به جایی امن در یک میدانی که در اخر کوچه بود و جایی امن به نظر میرسید رفتیم تا زلزله تمام شود . خانه هایی که در اطراف محل زندگی ما بوده اند تقریبا کمی خسارت دیده اند مانند ترک برداشتن دیوار ها و … . اما خداراشکر این زلزله در کل شهرمان خسارت جانی بر جای نذاشته بود .

نتیجه : هر خانواده ای که در یک محل زندگی میکند دارای یک ارزش و محبوبیتی است پس با عضیت کردن همسایه های خود ارزش و محبوبیت خودمان را نابود نکنیم . و به جای آن به محبوبیت خود در محل زندگی مان قوت بدهیم .

۱ نظر
انشا بیست
انشا در مورد ایران صفحه 52 کتاب نگارش پایه هفتم
۱ نظر
انشا در مورد ایران صفحه 52 کتاب نگارش پایه هفتم

صفحه 52 کتاب نگارش پایه هفتم

مقدمه : وطن هرکس مانند شناسنامه ایی است که همراه او همه جای جهان همراه با اسم و فامیل او حک شده و دنباله ی روی او است. به گونه ایی که آن فرد را با نام کشور و زدگاهه ش می شناسند. ما مردم ایران نیز با نام ایران و ایرانی شناخته و نام برده می شویم.

بدنه : ما همگی ایرانی هستیم و خون و غیرت ایرانی در رگ و ریشه ی ما وجود دارد و تشکیل دهنده ی ذات و شخصیت ما می باشد. ما مردم ایرانی هستیم که به ایرانی بودن خود افتخار می کنیم زیرا که تنها در کشورمان که زبان اصلی آن فارسی است زیر این سقف بزرگ آسمان با انواع و اقسام لهجه ها و گویش ها و دین، مذهب با صلح و آرامش زندگی می کنیم و گام به گام همراه یکدیگر ودست در دست هم پله های پیشرفت و ترقی را طی می کنیم به امید فردایی بهتر و آینده ایی درخشان تر. ما مردمی هستیم که با وجود۳۲ استان و چند صد روستا با انواع گویش های ترکی،کردی، لری، مشهدی، بلوچ، عرب،گیلک و تالش و… همچنین با دین های مختلف مانند مسیحی، زرتشتی و اسلام(شیعه و سنی) در کنار یکدیگر زندگی می کنیم. کشور عزیزمان ایران دارای فرهنگی غنی و پرارزش است که با یادآوری آن غرور هر ایرانی به اوج عرش خود می رسد و هر لحظه به ایرانی بودن خود افتخار می کنند. ایران دارای مکان های زیارتی و سیاحتی زیادی است که سالانه بسیاری از مسافران را از جای جای جهان به سمت خود می کشاند. مثل شهر زیارتی مشهد یا قم و شهرهای سیاحتی و گردشگری اصفهان ، شیراز، گیلان، مازندران و… که نام بردن تک تک آن ها و ذکر مکان های دیدنی و تاریخچه ی آن ها طوماری بلند بالا می خواهد. زیرا هر چه بگوییم کم گفته ایم چون بسیار مکان های زیبا و دیدنی دارد که دلمان نمی آید جایی را از قلم بیندازیم. ایران من یعنی جایی که در آن به دنیا آمده ام و رشد کرده ام و با تمام وجود خود سعی می کنم به عنوان یکی از اعضای بزرگ خانواده ی ایرانی نقشی در پیشرفت و اثربخشی مثبت داشته باشم و در این خاک با تمام افتخار خود چشم ببندم و در خاک خود ابدی شوم.

نتیجه گیری: سرزمین و وطن هر انسانی هویت و ملیت اوست، به این معنا که هر کار زشت یا خوبی انجام دهد نام کشورش نیز همراه اوست و چه خوب که همیشه با افتخار از کشور خود نامی نیک و یادی گرانقدر به جای بگذاریم.

انشا در مورد ایران پایه هفتم انشا کلاس هفتم صفحه 52

منبع : سون اسکول

پر بازدید های هفته:

۱ نظر
انشا بیست
بازنویسی حکایت شخصی خانه ای به کرایه گرفت پایه هفتم صفحه 66
۰ نظر
بازنویسی حکایت شخصی خانه ای به کرایه گرفت پایه هفتم صفحه 66

بازنویسی حکایت شخصی خانه ای به کرایه گرفت از هیچ سایتی کپی گرفته نشده است پس نشر بدون منبع حرام ولی پیگرد قانونی ندارد حکایت زیر را به نثر ساده امروزی، بازنویسی کنید.

حکایت : شخصی خانه به کرایه گرفته بود. چوب های سقف بسیار صدا می داد.به خداوند خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد. پاسخ داد: چوبهای سقف، ذکر خدا می کنند. گفت :« نیک است؛ اما می ترسم این ذکر، به سجود بینجامد».

نویسنده : ( عبید زاکانی )

بازنویسی : روزی مردی به مسافرت رفت. هنگام غروب آفتاب به روستایی رسید و تصمیم گرفت شب در آنجا بماند. پیرمردی را دید و از او پرسید: در کجا می توانم استراحت کنم؟ پیرمرد پاسخ داد: من اتاقی از خانه ام را به تو اجاره می دهم، مرد پذیرفت و با پیرمرد به سوی خانه رفت. خانه پیرمرد قدیمی و با چوب ساخته شده بود. در آنجا متوجه شد وقتی باد می آید، سقف خانه صدا میدهد. صبح که می خواست حرکت کند، به پیرمرد گفت: پدر جان سقف خانه صدا میدهد. بهتر است تا بدتر نشده، آن را تعمیر کنی. پیرمرد گفت: چیزی نیست؛ چوب های سقف خانه، خداوند را عبادت می کنند و آن صدایی که میشنوی، زمزمه عبادت آنهاست. مرد گفت: درست است؛ اما من نگران این هستم که چوبهای سقف بعد از ذکر و دعا به سجده بیفتند از سقف جدا شوند و به زمین بیفتند

بازنویسی حکایت صفحه 66 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم

منبع : سون اسکول

۰ نظر
انشا بیست
انشا در مورد هرکه بامش بیش برفش بیشتر
۰ نظر
انشا در مورد هرکه بامش بیش برفش بیشتر

انشا درباره ى هرکه بامش بیش برفش بیشتر

صفحه 46 کتاب نگارش پایه هفتم ضرب المثل: «هرکه بامش بیش برفش بیشتر»

مقدمه : صبح یک روز آفتابی، محمد تقی از خواب بیدار شد و به مزرعه کوچکش که کنار خانه اش بود، رفت تا سبزی هایی که رسیده و قد کشیده بودند، بچیند و آنها را به شهر برده و بفروشد.

بند : وقتی به آنجا رسید، چشمش به حشمت افتاد که در مزرعه بزرگش در حال چیدن گوجه بود. حشمت حسابی عرق کرده بود و با اینکه فقط چند سبد گوجه چیده بود، اما حسابی به هن وهن افتاده بود و خستگی از سر و رویش می بارید. به حشمت سلام کرد وشروع کرد به چیدن سبزی ها، برای اینکه سبزیها پلاسیده نشود، آنها را تندتند می چید و بسته بندی می کرد. بعد از گذشت سه ساعت، کارش تمام شد. حشمت را صدا زد و قبل از اینکه از او خداحافظی کند گفت: خوش به حالت حشمت خان. چه زمین بزرگی داری! حتما خیلی از فروش محصولت سود می کنی. حشمت که حسابی خسته شده بود و فقط چند سبد گوجه به سبدهای قبلی اضافه کرده بود، به محمدتقی که زمینش کوچک بود و کارش تمام شده بود، غبطه خورد و گفت: «هر که بامش بیش برفش بیشتر» پایان 🙂

۰ نظر
انشا بیست
انشا در مورد کفش پایه هفتم
۱ نظر
انشا در مورد کفش پایه هفتم

انشا اول درمورد کفش

مقدمه : کفش ، وسیله ای که یکی از عوامل تفاوت بچه پولدار ها با فقیران است ، وسیله ای که برای راحتی پای شما با ریگ های خیابان می جنگد ، کلمه ای که تداعی کننده ی اشک های بچه ها برای نوع چراغ دار آن است .

بند : به راستی این کفش چیست که درباره ی آن فیلم های زیادی ساخته و شعر های زیادی سروده و پول های زیادی صرف آن شده و می شود ؛ مردم قبل از تولید اولین کفش جهان چه می کرده اند ؟ چه نقش هایی که این کلمه ی به ظاهر کوچک کفش در زندگی های ما دارد ! کفش ها هم با یکدیگر تفاوت دارند ، همه این موضوع را می دانیم ، بعضی کفش ها مانند سربازی جنگجو هر مانعی بر سر راه باشد ، آن را با خاک یکسان میکنند ولی امان از نوع تنبل آن ها که تن به سختی نداده و در مواقع حساس با پاره شدن و بیرون آوردن شست مان آبرویمان را می برند ! کفش را دست کم نگیرید ! ، از قدیم گفته اند که دشمن آدم به کفش پایت نگاه می کند ! ، چه جوانان جویای کاری که در مصاحبه به علت نا مناسب بودن لباس و مخصوصا کفش ، کار را ازدست داده اند و چه انسان های عادی که به دلیل تیپ و مخصوصا کفش براق شان مانند یک دیپلمات با آن ها برخورد شده است ! مهم تر از جنس و ظاهر کفش ، سایز آن است ، بعضی کفش ها نیز مانند بعضی رفتار های انسان مناسب پای هر شخصی نیست و هر کس باید کفش مناسب پای خودرا همانگونه که در زندگی راه آینده ی مختص به خودرا انتخاب میکند ، انتخاب کند ؛ از قدیم گفته اند که آدم نباید پا تو کفش دیگران کند ، چون هم پای انسان درد میگیرد! و هم این کار که تداعی گر دخالت است ، کاری نکوهش شده است.

نتیجه : پس بیایید طوری درس بخوانیم و زندگی کنیم که در آینده دلمان هر کفشی را که بخواهد بتوانیم بخریم و آینده مان نیز به براقی کفش رئیسان و به راحتی دمپایی باشد…!!


انشا دوم درباره کفش

مقدمه: از اجداد ما تا امروز همیشه کفش ها وسیله ایی برای راحتی پا و محافظت از پا یعنی قلب دوم ما انشان ها در برابر اجسام خارجی بوده و تاکنون نیز از نقش پر رنگی در زندگی ما بهرمند است. تنه انشا: همان طور که گفته می شود کفش نقش مهم حفاظتی پا را در برابر اجسام خارجی برعهده دارد. در زمان های قدیم کفش ها ترکیب و ظاهر متفاوتی از آنچه که امروزه ما استفاده می کنیم داشته اند ، کفش ها در قدیم و کمتر در حال به صورت گیوه در رنگ های زیبا و سنتی بافته و با دست دوخته می شدند. اما امروزه تنوع طرح , مدل و جنس در کفش ها یی که امروزه به کار میرود بسیار زیاد است و انشان ها متناسب با امکان مورد نظر خود کفش مخصوص همان موقعیت را می پوشند. مانند پوتین در برف و باران، کفش های پاشنه بلند مخصوص خانم ها برای مجالس و عروسی ها. کتونی ها مخصوص ورزش و کفش های اسپرت مخصوص مکان های معمولی و پر رفت و آمد. همه ی این گزینه ها برای راحتی و رفاه مردم ساخته شده تا مردم از آنچه که پا می کنند لذّت و راحتی لازم را به دنبال داشته باشند. مردم نیز باید این قانون را رعایت کنند و متناسب با امکان مورد نظر کفش بپوشند. مثلا نمی توان برای مجالس عروسی کتونی پوشید. از همه ی این ها گذر کنیم باید به این نکته توجه کنیم که نمی توان روزی را بدون کفش تصور کرد زیرا به قول معروف پا قلب دوم انسان به حساب می آید. بنابراین باید از قلب دوممان محافظت لازم را داشته باشیم.

نتیجه گیری: کفش نقش مهمی دارد و در رنگ ها و طرح های مختلف در بازار موجود است. هرکس با سلیقه و سایز پای خود می تواند کفش را تهیه و استفاده کند.

۱ نظر
انشا بیست
مقایسه دو تصویر صفحه 55 کتاب نگارش پایه هفتم
۲ نظر
مقایسه دو تصویر صفحه 55 کتاب نگارش پایه هفتم

انشای ازاد صفحه 55 مهارت های نوشتاری پایه هفتم

مقایسه دو تصویر صفحه ۵۵ درس ۴ پایه هفتم

{ به دو تصویر زیر صفحه ۵۵ کتاب درسی با دقت نگاه کنید درباره تفاوت آنها بیندیشید و هر یک را در نوشته ای جداگانه توصیف کنید. معیار سنجش نوشته های شما تشخیص دوستانتان است. یعنی زمانی که نوشته هایتان را در کلاس می خوانید، آنها باید تشخیص دهند؛ هر نوشته مربوط به کدام تصویر است }

انشا صفحه 55 , مقایسه دو تصویر صفحه ۵۵ , صفحه 55 , کتاب نگارش پایه هفتم .

تصویر اول مربوط به فصل پاییز است. هوا ابری است و باد پاییزی باعث ریختن برگ درختان شده است. پرستوها به دلیل سرد شدن هوا، به جاهای گرمسیر مهاجرت می کنند. دانش آموزان در حال برگشتن به خانه هستند و همه لباس های گرم پوشیده اند. در ویترین لباس فروشی ها لباس های گرم و پاییزی به چشم می خورد. کشاورزان محصولاتشان را برداشت کرده و آنها را می فروشند. برگ های درختان زیبا که خشک شده اند در هوا و زمین پراکنده شده اند اسبی در ان فضا میبینیم که مردی ان را به کالسکه وصل کرده است و در ان کالسکه چندین گونی مشاهده میشود که اسب در حال حمل ان است اگر دقت کنیم دختری در حال ریختن دانه برای پرندگان است و پرندگان دور او جمع شده اند و در ان حوض اردک هایی را میبینیم که در حال شنا کردن هستند

 

در تصویر دوم فصل تابستان آمده است پرستوها به خانه برگشته اند. همه جا سر سبز شده است بچه ها در حال بازی هستند و بستنی و بادکنک طرفدار زیادی در بین آنها پیدا کرده است. هوا بسیار گرم شده و مردم لباس های نازک و خنک پوشیده اند و هندوانه و میوه های تابستانی می خرند. کشاورزان در حال دروی گندمهای رسیده شان هستند. یک دکه کنار خیابان است که دو مرد در جلوی ان ایستاده اند به نظر می اید این دکه ها روزنامه فروشی باشد یک زن سوار بر ویلچر است وزنی دیگر در حال کمک به او و عبور او از خط عابر پیاده است .

۲ نظر
انشا بیست